فرهنگستان زبان و ادب
{reverse thrust} [حمل ونقل هوایی] حالتی در موتورهای جت دارای پس ران که در آن پیش از نشست هواپیما بر روی زمین، موتور ازطریق اهرمی خاص، برای مدتی معین روبه عقب رانش می کند تا سرعت هواپیما در حین نشست کاهش یابد
{reverse thrust} [حمل ونقل هوایی] حالتی در موتورهای جت دارای پس ران که در آن پیش از نشست هواپیما بر روی زمین، موتور ازطریق اهرمی خاص، برای مدتی معین روبه عقب رانش می کند تا سرعت هواپیما در حین نشست کاهش یابد
💡 سلیمانی مکن دعوی نخست این دیوانی را بکش یا بند کن یا کار فرما یا برون رانش
💡 غبار آلوده خون عاشقی با اوست سرگردان هر آن ذره که بالا می رود از گرد یک رانش
💡 ار بلورین یاسمینش خاک پر سیمین سپر وز عقیقین خیز رانش باد چون زرین سنان
💡 فاجعهی کاسهی غبار، عوارض اقتصادی رکود بزرگ را در منطقه تشدید کرد و به رانش انسانی منجر شد.
💡 متأسفانه ظریف بودن صالح و رانشهای ساختار بنا باعث شده این پنجره فرو بریزد.