لغت نامه دهخدا
پرهیزکاری کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پارسائی کردن. پارسا گردیدن. تورع. تعفف. استعفاف. نساکة.
پرهیزکاری کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پارسائی کردن. پارسا گردیدن. تورع. تعفف. استعفاف. نساکة.
پارسایی کردن پارسا گردیدن تورع تعفف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «هر جایی که منازعهٔ مسلمان و هندو وجود دارد، شما میتوانید چهرههای واقعی مردم این کشور را ببینید: خونآشام! در حالی که تنها یک روز قبل از این منازعه، هندو در معبد عبادت میکرد و مسلمان در مسجد نماز میخواند. یکی وداها را میخواند و آن دیگری قرآن میخواند و آنها بسیار پرهیزگار به نظر میرسیدند. اما به محض این که یک شورش به وجود بیاید، تمامی آن پرهیزکاریها دود میشوند و از بین میروند، آنگونه که اصلاً وجود نداشته وهمهٔ این پرهیزگاران سابق برای کشتن، تجاوز کردن و… آماده میشوند. آنها برای انجام هر چیزی آمادهاند»