پرتو مشخصه

فرهنگستان زبان و ادب

{characteristic ray} [ریاضی] در یک معادلۀ دیفرانسیل، یک خم انتگرال که سایر خم های انتگرال را تولید می کند

ویکی واژه

در یک معادلۀ دیفرانسیل، یک خم انتگرال که سایر خم‏های انتگرال را تولید می‌کند.

جمله سازی با پرتو مشخصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کمر پرتو (یکی از مشخصه‌های پرتوی لیزر)،

💡 تکنولوژیست رادیولوژی شخصی است که مستقیماً از بیمار تصویربرداری می‌کند، و تصاویر را برای پزشک (جهت تشخیص) می‌فرستد. در پرتودرمانی (رادیوتراپی)، وی به بیمار، طبق مشخصه و دُز تجویزشدهٔ فیزیست (متخصص فیزیک پزشکی) و آنکولوژیست، به بیمار پرتو می‌تاباند.

💡 در مبحث اپتیک و هندسه نور، پرتو مشخصه برای تعیین محل تشکیل تصویر در لنزهای مختلف با استفاده از نقاط مرجع خاص ترسیم می‌شود.

💡 برای درک بهتر نحوه شکست نور در محیط‌های مختلف، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چگونه پرتو مشخصه را از مرکز انحنای سطح عبور دهند.

💡 با استفاده از قوانین انعکاس و شکست، می‌توان موقعیت دقیق تصویر را با رسم صحیح پرتو مشخصه در نمودارهای نوری به دست آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران