فرهنگستان زبان و ادب
{ordinary ray, ordinary wave} [فیزیک] یکی از دو مؤلفۀ موج الکترومغناطیسی که در عبور نور از بلور ناهمسان گرد تشکیل می شود و از قانون اِسنِل پیروی می کند
{ordinary ray, ordinary wave} [فیزیک] یکی از دو مؤلفۀ موج الکترومغناطیسی که در عبور نور از بلور ناهمسان گرد تشکیل می شود و از قانون اِسنِل پیروی می کند
یکی از دو مؤلفۀ موج الکترومغناطیسی که در عبور نور از بلور ناهمسانگرد تشکیل میشود و از قانون اِسنِل پیروی میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تب متناوب گونه یا الگویی از تب است که در آن فاصلهای وجود دارد که در آن دما برای چند ساعت افزایش مییابد و پس از آن، فاصلهای زمانی وجود دارد که دما به حالت عادی کاهش مییابد. این نوع تب معمولاً در طول یک بیماری عفونی رخ میدهد. تشخیص تب متناوب اغلب بر اساس پیشینهٔ بالینی بیمار است، اما برخی از آزمایشهای بیولوژیکی مانند شمارش کامل خون و کشت خون نیز استفاده میشود. علاوه بر این، از بررسیهای رادیولوژی مانند پرتو ایکس قفسهٔ سینه و سونوگرافی شکم نیز میتوان برای تشخیص استفاده کرد.