لغت نامه دهخدا
پای کسی را از جائی بریدن. [ ی ِ ک َ اَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) آمد و شد وی را از آنجا منقطع کردن.
پای کسی را از جائی بریدن. [ ی ِ ک َ اَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) آمد و شد وی را از آنجا منقطع کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به تحفه پیش من آرید خاک پای کسی که نسبتی به سر کوی یار من دارد
💡 گر سرو پای کسی هست تهی تن عریان به از آنست که در پا نبود شلوارش
💡 چوخضر سبز شود هرکجا گذارد پای کسی که آب رخ فقر را به نان ندهد
💡 عشق قرابه باز و من در کف او چو شیشهای شیشه شکست زیر پا پای کسی خلید نی
💡 گر مار سر زلفت بر پای کسی پیچد طاووس بهشت اینجا همچون مگسی باشد