لغت نامه دهخدا
پای خود را کنار کشیدن. [ ی ِ خوَد / خُدْ ک ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) دیگر در امری که دخالت داشت دخالت نکردن.
پای خود را کنار کشیدن. [ ی ِ خوَد / خُدْ ک ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) دیگر در امری که دخالت داشت دخالت نکردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنمیدارد نظر صائب ز پشت پای خود هرکه چون نرگس درین گلزار بینا میشود
💡 به پای خود به جهنم رود عدو تو مگوی که بر من و تو درِ اختیار نگشاد است
💡 او در تمام عمرش روی پای خود ایستاده و بدون کمک کسی روزگار میگذراندهاست.
💡 یونانیان و اهالی رم نیز به داشتن بازیهای همراه با توپ که در آنها از پای خود استفاده میکردهاند، شناخته شدهاند.
💡 بازیکنان مجاز به استفاده از دست و پای خود برای دادن پاس یا زدن شوت نمیباشند و فقط بایستی از کراسهای خود استفاده کنند.
💡 چرا مخمور می گردی بیا و همدم ما شو قدم در راه یاران زن مزن تیشه به پای خود