پارچه باف
مترادفها
نساج
لغت نامه دهخدا
پارچه باف. [ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) نساج. جولاه. جولاهه.
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) جولاه نساج.
نساج جولاه
جمله سازی با پارچه باف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کلمه تون به لغت اوستایی به معنی توانا و شایسته است. نامی که پیرنیا به صورت استاگرتیا برای آن ذکر مینماید به معنی نیرومند و پایدار ساخته شده است. کلمه تون همچنین به معنی گارگاه بافندگی است و به دلیل اینکه در فردوس کارگاههای پارچه بافی و زیلو فراوان بوده به آن نام تون دادهاند.
💡 این شهر مرکز تجارت محصولات کشاورزی جزیره میباشد و کارخانههای آن در زمینه محصولات غذایی، فولادسازی، کشتی سازی، محصولات چرمی، شیشه، شیمیایی، سیمان، پارچه بافی و کاغذ در آن فعالیت میکنند.