پابرجا کردن

مترادف‌ها

تثبیت کردن، پایدار کردن، استوار کردن

متضادها

از بین بردن، نابود کردن، متزلزل کردن، برچیدن

لغت نامه دهخدا

پابرجا کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اثبات.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - استوار کردن اثبات تائ کید. ۲ - پایدار کردن.

جمله سازی با پابرجا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگرچه وایکینگ‌ها هرگز به آمریکا بازنگشتند اما سایر اروپایی‌ها از دستاوردهای آنها باخبر شدند و مجذوب داستان‌های کشف «دنیای جدید» توسط وایکینگ‌های ترسناک شده بودند، اما وایکینگ‌ها فاقد منابع کافی برای دنبال کردن مسیر اکتشاف خود بودند. در هر صورت تجارت آنها همچنان مانند صدها سال حول دریای مدیترانه پابرجا ماند.

💡 نام غیررسمی اصلی وای‌اف-۲۲، «لایتنینگ ۲»[غ] بود که قرار بود ادامه نسل لاکهید پی-۳۸ لایتنینگ، که در جنگ جهانی دوم به کار گرفته شده بود، باشد. این نام تا نیمه دهه ۱۹۹۰ پابرجا بود، اما نیروی هوایی در نهایت نام رسمی «رپتور» را بر این هواگرد گذاشت؛ هرچند نام «لایتنینگ ۲» سپس روی اف-۳۵ لایتنینگ گذاشته شد. «سوپراستار» و «راپیر»[ف] از دیگر نام‌هایی بودند که برای مدتی کوتاه، برای این جنگنده در نظر گرفته شده بود. در سپتامبر ۲۰۰۲، نیروی هوایی نام رسمی رپتور را با توجه به نام مک‌دانل داگلاس اف/ای-۱۸ هورنت به اف/ای-۲۲ تغییر داد. هدف دیگر این تغییر نام، پررنگ کردن ویژگی حمله زمینی هواگرد در میان بحث‌های درگرفته بر سر نقش جنگنده بود. نام‌گذاری اف-۲۲ در هنگام شروع دوره خدمت آن و در دسامبر ۲۰۰۵، مورد بازبینی قرار گرفت.

💡 هدف اصلی تیم مدیریت، پابرجا کردن ساختارهای قدیمی شرکت در کنار معرفی روش‌های نوین بود تا از فروپاشی سازمان در دوران گذار جلوگیری شود.

💡 برای پابرجا کردن سنت‌های فرهنگی در میان نسل جوان، باید روش‌های آموزشی جدید و جذاب تری را در مدارس و رسانه‌های مختلف به کار گرفت.

💡 دولت تلاش زیادی برای پابرجا کردن ثبات اقتصادی در کشور انجام می‌دهد، هرچند که چالش‌های بین‌المللی بسیار گسترده و پیچیده هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران