وقت بی وقت

مترادف‌ها

بی‌موقع، ناگهانی

متضادها

به‌موقع، به‌هنگام

فرهنگ معین

( ~ُ ~. ) [ ع - فا. ] (ق مر. ) ۱ - پیوسته، همیشه. ۲ - (عا. ) گاه و بی گاه.

فرهنگ فارسی

پیوسته همیشه.

ویکی واژه

پیوسته، همیشه.
گاه و بی گاه.

جمله سازی با وقت بی وقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تنگدستی راست لازم گریه بی‌اختیار وقت بی‌برگی سرشک از تاک می‌آید برون

💡 بی جهد رهانیدیم از رنج به هر وقت بی رنج رسانیدیم از بخت به هر کام

💡 وقت بی برگی کرم با بینوایان خوشنماست در خزان از بلبلان ای باغبان غافل مباش

💡 بخش درام بی‌بی‌سی این برنامه را برای ۲۶ سری از شبکه بی‌بی‌سی ۱ پخش کرد. کاهش تعداد بینندگان این سریال و کاهش معلومات عمومی نسبت به مسائل علمی موجود در فیلم باعث شد که جاناتان پاول مدیر وقت بی‌بی‌سی ۱ دستور تعلیق ساخت و پخش این سریال را بدهد. هیچ تصمیمی برای ساخت سری ۲۷ گرفته نشده بود اما بی‌بی‌سی مرتباً تکرار می‌کرد سری ۲۷ به زودی پخش می‌شود.

💡 دستم رسید بر مه ازیرا که هیچ وقت بی من قدح به دست نگیرد همی امیر

💡 او همیشه به صورت وقت بی وقت و بدون هماهنگی قبلی به خانه ما می‌آید و باعث برهم خوردن آرامش خانواده‌مان می‌شود.

💡 گوش دادن به موسیقی با صدای بلند در وقت بی وقت و در نیمه‌شب، می‌تواند باعث آزار همسایه‌ها و ایجاد تنش در مجتمع شود.

💡 برخی افراد عادت دارند در وقت بی وقت و در زمانی که دیگران مشغول کار هستند، سوالات بی‌ربط و مزاحم بپرسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران