فرهنگ معین
(بِ ) (ق مر. ) وقت به وقت، بعضی اوقات.
(بِ ) (ق مر. ) وقت به وقت، بعضی اوقات.
💡 ار به آزردن من هر دم و هر لحظه حریص من به پرسیدن او گاه به گاهی قانع
💡 زین قدم من چو روی گشته و بختم چو ردیف حالها نیز بگردد ز نسق گاه به گاه
💡 گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است
💡 ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی خوش کن دل من گاه به گاهی به نگاهی
💡 دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد لیک از تو خوشم با کرم گاه به گاهی