وز زدن
مترادفها
وزوز کردن، وزوز، زمزمه
لغت نامه دهخدا
وز زدن. [ وِزْ زَ دَ ]( مص مرکب ) در تداول، کفک و حباب برآوردن چیزی ترش شده چون خمیر و ماست و مانند آن. ( یادداشت مؤلف ). || پوش شدن و مانند نمد شدن مو. ( فرهنگ فارسی معین ). || داشتن چین و شکنهای ریز و درهم. ( فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
جمله سازی با وز زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سؤ ال: قيام كنونى در ايران، با جنبش هاى چپ افراطى رابطه دارد يا نه ؟ جواب: ماهميشه از اتحاد با اين احزاب سر باز زده ايم ولى در واقع امروزه تمام مخالفين ايرانى، تحت لواى مذهب و به نام بيان درست و صحيح اسلام، سازمان يافته و تظاهر مى كنند ودليل آن هم روشن است، گروه هاى چپى يا كمونيستى تقريبا از بين رفته اند، آنها نمىتوانند در نهضت مردمى كه در جريان است، هيچ تاثيرى داشته باشند ولى طبعا براىگول زدن افكار عمومى بخصوص در خارج از ايران، رژيم سعى كند چنين تبليغ كند وبه همه كسانى كه عليه ديكتاتورى شاه مبارزه مى كنند نسبت ماركسيستى بدهد.(898)
💡 صدای مداوم حشرات در نزدیکی گوش من، باعث شده بود که به سختی بتوانم روی انجام کارهای مهم روزانه خود در این هوای گرم تمرکز کنم.
💡 زنبورها با سرعت بسیار زیاد در میان گلها مشغول وز زدن بودند و آنها را برای جمعآوری شهد گلها به شدت تحریک میکردند.
💡 صدای وز زدن باد در میان شاخههای درخت، در این شب سرد و تاریک، بسیار ترسناک و آزاردهنده به نظر میرسید.