لغت نامه دهخدا
ور و ور کردن. [ وِ رُ وِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) پرحرفی کردن. سخنان پوچ و بیهوده گفتن.
ور و ور کردن. [ وِ رُ وِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) پرحرفی کردن. سخنان پوچ و بیهوده گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى !تنها با مراجعه به فطرت خويش بينديشيد كه چه احساسى نسبت بدو داريد؟ آيا با نگرش بر فاجعه كربلا، دل شعله ور و قطرات اشك بدون اختيار بر گونه ها جارى مى گردد يا نه ؟
💡 حیفم آمد که ازان گنج نهان نشوم بهره ور و بهره فشان