لغت نامه دهخدا
وحاد وحاد. [ وُ دَ وُ دَ ] ( ع ق مرکب ) یک یک دخلوا وحاد وحاد؛ یعنی یک یک درآمدند. ( ناظم الاطباء ).
وحاد وحاد. [ وُ دَ وُ دَ ] ( ع ق مرکب ) یک یک دخلوا وحاد وحاد؛ یعنی یک یک درآمدند. ( ناظم الاطباء ).
یک یک. دخلوا وحاد وحاد یعنی یک یک در آمدند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دومین روز عید سال ۱۳۴۴ در برنامه شما و رادیو ترانه «رود کارون» و «رقص پروانه» را با نوازندگی پرویز یاحقی، اکبر صدیف، جمشید وحادی و بیژن شیرازی اجرا نمود که مورد توجه قرار گرفت.
💡 بين عوامل متعددى كه در شكست فرانسه به سال 1940 مؤ ثر بوده اند، الكليسم مزمن وحاد، بر اثر نوشابه هاى تقطير شده و شراب، نقشى بازى كرده كه آكادمى وظيفه داراست آن را اعلام كند.