واپس گذاشتن

مترادف‌ها

بازگرداندن، پس دادن

لغت نامه دهخدا

واپس گذاشتن. [ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب )به عقب انداختن. به تأخیر افکندن: وظیفه آن است که ما دو ماه واپس گذاریم... پس دو ماه واپس گذاشتند تا روز اول ماه خرداد. ( تاریخ قم ص 146 ).

جمله سازی با واپس گذاشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در واپسین سال‌های پادشاهی ملکشاه میان او و خواجه اختلافاتی پیشامد که سرانجام به کنار گذاشتن او از وزیری و سپس ترور مشکوک خواجه‌نظام‌الملک انجامید. وی در ۱۲ رمضان ۴۸۵ ه ق هنگامی که با اردوی شاهی از اصفهان به بغداد می‌رفت در نزدیکی صحنه در کرمانشاه به دست کسی که رخت صوفیان را پوشیده بود با ضرب کارد بر سینه و رگش زخمی شد و یک روز پس از آن درگذشت. کشتن او را در آن زمان به اسماعیلیان پیوند دادند. سی و پنج روز بعد در ۱۵ شوال پس از مرگ او ملکشاه نیز درگذشت و برپایه برخی حدسهای تاریخنویسان به دست هواخواهان خواجه بدو زهر خورانده شده بود.

💡 در واپسین سال‌های پادشاهی ملکشاه، میان او و خواجه اختلافاتی پیش آمد که سرانجام به کنار گذاشتن او از وزیری و سپس ترورش توسط اسماعیلیان الموت انجامید.

💡 یکی از چالش‌های بزرگ در مدیریت بحران، توانایی مدیران برای واپس گذاشتن احساسات شخصی و تمرکز بر تصمیم‌گیری‌های منطقی و عقلانی است.

💡 تلاش برای واپس گذاشتن خاطرات تلخ دوران کودکی می‌تواند به سلامت روان بزرگسالان کمک کند، اما این کار همیشه ساده و آسان نیست.

💡 یکی از اهداف اصلی ما در این مسیر، واپس گذاشتن عادت‌های مخرب زیست‌محیطی و حرکت به سوی یک زندگی پایدار و سبز است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران