واقف شده امدن

لغت نامه دهخدا

( واقف شده آمدن ) واقف شده آمدن. [ ق ِ ش ُ دَ / دِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) اطلاع حاصل شدن: بیاورم ناچار این حال را تابدان واقف شده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 156 ). دراین باب مرا حکایت نادر یاد آمد اینجا نبشتم تا بر آن واقف شده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 134 ). اینک نامه ها و مشافهه ها اینجا ثبت کنم تا بر آن واقف شده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 208 ). رجوع به واقف شود.

فرهنگ فارسی

( واقف شده آمدن ) اطلاع حاصل شدن. بیاورم ناچار این حال را تا بدان واقف شده آید.

جمله سازی با واقف شده امدن

💡 و اینک بر اثر، این قصیده که خواسته بودم، نبشته آمد تا بر آن واقف شده آید.

💡 اميرمؤ منان على (ع ) مى فرمايد: ((فرزندم اگر چه منباملل گذشته همزمان نبودم، اما تاريخ آنها را با دقت خوانده ام و به پستيها و بلنديهاروزگار و قوانين ملل واقف شده ام. من آنچنان تاريخ آنها را خوانده و بر آن مسلطم كهگوئى با آنها زندگى كرده ام و در حوادث زندگى با آنها همقدم بوده ام.))

💡 زاریم در دل و دل در خم زلف تو نهان جز تو واقف شده بر زاری من نیست کسی

💡 دنیا یک روز است و ما اندر آن روز بروزه‌ایم، یعنی از آن هیچ نصیب نمی‌گیریم و اندر بند وی می‌نیاییم؛ از آن‌چه آفت آن بدیده‌ایم و بر حُجُب آن واقف شده و از آن اعراض کرده.

💡 اين جريان نشانگر وكالت او است، چرا كه به گفته او، 480 درهم نزد او جمع شده بودو 20 درهم از خود افزوده بود، پس غير از آن 20 درهم،اموال امام بوده كه مردم به او داده بودند. ((شيخ صدوق ))نيزنقل كرده كه وى از جمله وكلاى صاحب الامر (عج الله تعالى فرجه الشريف ) واهل ((نيشابور))است كه او را ديده و بر معجزات او واقف شده است.

💡 دوم آنكه: از اخبار متواتره واقف شده بودند كهزوال ملك جابران و ظالمان در دست قائم ما خواهد بود و شك نداشتند در آن كه ايشان ازظالمان و جابرانند.)