لغت نامه دهخدا
واحزناه. [ ح َ زَ ] ( ع صوت مرکب ) ( مرکب از «وا» ندبه + منادای مندوب ) کلمه ای است که هنگام اندوه بر زبان رانند. واحزنا. واحزن. رجوع به دو لغت مزبور شود.
واحزناه. [ ح َ زَ ] ( ع صوت مرکب ) ( مرکب از «وا» ندبه + منادای مندوب ) کلمه ای است که هنگام اندوه بر زبان رانند. واحزنا. واحزن. رجوع به دو لغت مزبور شود.
( واحزنا ه ) کلمه ایست که همگام اندوه استعمال کنند افسوس.: واحزنا گفته ام بشاهد حربا دی گله حربه جفای صفاهان ٠ ( خاقانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واحزنا گفتهام به شاهد حربا زین گلهٔ حربهٔ جفای صفاهان
💡 تا تو پوشیده ای از دیده من در غم تو نوحه من همه شد وااسفا واحزنا