لغت نامه دهخدا
واسوختگی.[ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) سوختگی. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). || سوزناکی. ( ناظم الاطباء ).
واسوختگی.[ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) سوختگی. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). || سوزناکی. ( ناظم الاطباء ).
۱ - سوختگی. ۲ - سوزناکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرتو ایکس برای انسان بسیار خطرناک است و میتواند آسیبهای زیستی قابل توجهی را پدیدآورد. این آسیبها در انسان شامل سوختگی، بیماری ناشی از دریافت تابش بیش از حد و اثرات ژنتیکی هستند.
💡 جمعیت حمایت از آسیبدیدگان سوختگی: جمعیت حمایت از آسیبدیدگان سوختگی در سال ۱۳۴۴ برای حمایت و تأمین نیازمندیهای بهداشتی و درمانی کسانی که بر اثر سوانح سوختگی آسیب میبینند بنیانگذارده شد.
💡 زآتش شوق همه سوختگیهای دل است هرچه در نامه قلم را به زبان میآید
💡 اگر چه سوز محبت ز من اثر نگذاشت به بوی سوختگی می توان شناخت مرا
💡 گله زین سوختگی با که کنم چون جز دل نیست سوزنده کسی بر من رسوا مانده
💡 عیب من گر نبود سوختگی، می باید لب می نوش تو را لخت کبابی که مراست