لغت نامه دهخدا
واخورانیدن. [ خوَ / خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) متعدی واخوردن. ( شعوری ). رجوع به واخوردن شود.
واخورانیدن. [ خوَ / خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) متعدی واخوردن. ( شعوری ). رجوع به واخوردن شود.
متعدی واخوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پادشاهی متحد بریتانیا، سافراجتهایی که برای دفاع از حق رأی زنان زندانی شده بودند را خوراندند. املین پنکهرست که در آن زمان در زندان به سر میبرد از جوّ ترسناک و فریادهای زنان نوشته است. پادشاهی متحد همچنین از روش خورانیدن بر روی جمهوریخواهان ایرلندی استفاده میکرد که منجر به مرگ هم شده است.
💡 در برخی از کشورها چنانچه زندانی به اعتصاب غذا روی آورد، او را میخورانند. هرچند که از ۱۹۷۵ میلادی، اعلامیهٔ توکیو از سوی انجمن جهانی پزشکی، زندانی را «قادر به اتخاذ تصمیم بهتنهایی و با منطق» معرفی کرده است. خشونتِ خورانیدن بهگونهای است که میتوان آن را نوعی شکنجه ردهبندی کرد. چراکه خورانیدن میتواند دردناک باشد و موجب خونریزی یا انتقال بیماری شود (چنانچه برای انجام آن از ابزار آلوده استفاده شود).