هیه هیه

لغت نامه دهخدا

هیه هیه. [ هی هَِ هی هَِ ] ( ع صوت )کلمه استزادت است و گاهی بدان چیزی را رانند و طردکنند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کلمه استزادت است و گاهی بدان چیزی را رانند و طرد کنند

جمله سازی با هیه هیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیده از دیدن روی تو بدوزم هیهات گرچه آن خنجر مژگان بکند صد چاکم

💡 بحر در حوصله قطره نگنجد هیهات دیده چون درک کند حسن جهانگیر ترا؟

💡 حیرت روشندلان را نقشبند دیگرست نقش هیهات است این آیینه را حیران کند

💡 رو ملک دو عالم به می یکشبه بفروش گو زهد چهل ساله به هیهات برآرید

💡 طمع صحبت عشّاق و نزاری هیهات زان که دیوانه بود جایی و عاقل جایی

💡 ترا زبان خوش از راه می‌برد هیهات هنوز کاش ندانی که چیست در دل ما