همایون نظر

لغت نامه دهخدا

همایون نظر. [ هَُ ن َ ظَ ] ( ص مرکب ) دارای نظر مبارک و خجسته، یا بلندنظر. آنکه از منظری بلند، نظر افکند:
الا ای همای همایون نظر
خجسته سروش مبارک خبر.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نظر خجسته میمون دارد: الا ای همای همایون نظر خجسته سروش مبارک خبر. ( حافظ )

جمله سازی با همایون نظر

💡 بر کتاب‌های حسن همایون نقدهایی متعددی در رسانه‌های چاپی و آن‌لاین منتشر شده‌است و گفتگوهایی با او انجام شده‌است. شمس لنگرودی، هرمز علی‌پور، سیما داد، شاپور پساوند و… از چهره‌های پیش‌کسوت هستند که دربارهٔ شعرهای او اظهار نظر کردند.

💡 به نظر میاید که منظور از "اصفهان" در شرح اثر، "مکتب اصفهان" میباشد و نه "آواز اصفهان" که به قولی زیر مجموعه دستگاه همایون بوده و به قولی زیر مجموعه دستگاه شور میباشد.

💡 خرم صباح آنکه او ز اول که بگشاید نظر بیند همایون طلعت کشور گشای بحر و بر

💡 مشیر همایون به‌وسیله استادان زبر دست زمان خود به انجمن اخوت راه یافت و در کنسرتهای آن انجمن پیانو می‌زد. صفحه گرامافون دشتی و راست پنجگاه که سولو نواخته شده‌است از نظر اجرا و فضای ایرانی‌شان جزو آثار شاخص او به‌شمار می‌آیند.

💡 در عصر ۲۷ مرداد، دستورِ اکید دادم هر کس حرف از جمهوری بزند او را تعقیب کنند و نظر این بود که از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی درخواست شود هرچه زودتر به ایران مراجعت فرمایند چون که تغییر رژیم، موجب ترقی ملت نمی‌شود