فرهنگستان زبان و ادب
{partial synonym} [زبان شناسی] نوعی هم معنایی که در برخی بافت ها با واژه یا واژه ها دیگری دارای معنای یکسان است به نحوی که شرایط صدق جمله با جایگزین کردن آنها تغییر نمی کند متـ. مترادف نسبی
{partial synonym} [زبان شناسی] نوعی هم معنایی که در برخی بافت ها با واژه یا واژه ها دیگری دارای معنای یکسان است به نحوی که شرایط صدق جمله با جایگزین کردن آنها تغییر نمی کند متـ. مترادف نسبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام جغرافیایی وارنا-که برخی نویسندگان با یک استدلال فلسفی مبهم ریشه گیلان میدانند اش- هم یک یک واژه هم تلفظ با معنای دیگر دارد، واژه وارنا که به معنای دیو شهوت و خواسته شیطانی است به نوشته دارمستتر از این تشابه معمولاً سوء استفاده میکند؛ یعنی واژه وارنیا درونت هم میتواند معنای «مردم مخرب وارنا» و هم معنای «مردم شیطان خوی مخرب» را بدهد.
💡 فکر ایجاد لغتنامهای جامع که هم معنای تمام لغات فارسی را داشته باشد و هم اطلاعات لازم دربارهٔ همهچیز را به خواننده بدهد، از همان زمان که دهخدا در یکی از قرای چهارمحال و بختیاری منزوی بود، به ذهنش خطور کرده بود.
💡 شروین یک نام پسرانه است. شروین اشاره به نام انوشیروان نیز دارد؛ «انوشه» به معنای ابدی و «روان» به معنای جان، که روی هم معنای جاودانه را به ذهن یادآور میشود.[منبع بهتری نیاز است] «شروین» نام تعدادی از پادشاهان و سردارن طبرستان بودهاست.