هم سفره

لغت نامه دهخدا

هم سفره. [ هََ س ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب )دو کس که با هم طعام خورند. ( آنندراج ):
بود هم سفره ای در آن راهش
نیک خواهی به طبع بدخواهش.نظامی.

فرهنگ عمید

دو یا چند تن که بر سر یک سفره غذا بخورند.

فرهنگ فارسی

دو کس که با هم طعام خورند

جمله سازی با هم سفره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سفره هاى خودتان را با سبزيها بياراييد، زيرا انواع ميكربها را - به اذن خداوند -نابود مى سازد.

💡 از ويژگى هاى خلفاى عباسى و به تبع آنان وزرا و امرا، حرص و اسراف آنان در تهيهانواع و اقسام خوراكى ها، نوشيدنى ها و شيرينى جات، و چيدن سفره هاى رنگين باظروف طلا و نقره (263) بود.

💡 4- مـوقـعـى كـه بـر سر سفره نشستيد، دعا كنيد كه خداوند نعمتهايش را بر شما و سايرمسلمانان بيشتر و پايدار گرداند.

💡 منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند ما به جای سفره، خجلت پیش مهمان می‌کشیم!

💡 نامه چون برف می خواهند در دیوان حشر تو در آن فکری که باشد سفره ات را نان سفید

💡 منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند ما به جای سفره خجلت پیش مهمان می کشیم