هم اطاق

لغت نامه دهخدا

هم اطاق. [ هََ اُ ] ( ص مرکب )دو تن که در یک اطاق زندگی کنند. هم خانه. هم حجره.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دو یا چند کس که در یک اطاق زندگی کنند.

جمله سازی با هم اطاق

💡 جمعيت با شنيدن اين حرف به طرف اتاق امام هجوم بردند.بلال نير خود را به سعيد رسانيد، آنها نيز به همراه مردم به سوى اطاق امام حركتكردند، اما بعلت ازدحام جمعيت نتوانستند داخل شوند. آنان ازداخل پنجره به اطاق نگاه كردند و حضرت را كه در رختخواب بود مشاهده نمودند. سرمطهر امام را با دستمالى بسته و خون محاسنش را پاك كرده بودند اما هنوز آثارى از آنبر محاسن شريفش وجود داشت.

💡 همان روز به (نجف اشرف ) مشرف شديم و بيست پنج روز در آنجا مانديم. وقتى به (كربلا) مراجعت كرديم، (در بين راه بشارت دادند كه ديوانه حالش ‍ خوب شد و شفا يافت ). وارد همان كاروانسرا شديم ما در آن ديوانه گريه كنان آمد و گفت: (الحمدللّه بچه ام شفا يافت ) و حالا هم حرم مشرف شده كه طولى نكشيد آن جوان، با صورتى نورانى و لباسهاى پاكيزه و منظم آمد. دست مرا بوسيد و مصافحه كرد و با ادب كنار اطاق نشست.