لغت نامه دهخدا
( هم آخر ) هم آخر. [ هََ خ ُ ] ( ص مرکب ) رجوع به هم آخور شود.
( هم آخر ) هم آخر. [ هََ خ ُ ] ( ص مرکب ) رجوع به هم آخور شود.
💡 زنان: پس پنج زن ديگر بگير تا ما هم آخر عمرى يك نفس راحتى بكشيم.
💡 گر ترا میل بباده است هم آخر بر من باده ای یابی و هم در خور او باده گسار
💡 دل به کامی برسد از تو هم آخر روزی غصه کار خود از عالم خودکام کشید
💡 هر کرا سودای وصل آن صنم در سر فتاد اندرین ره سر هم آخر در سر این کار کرد
💡 اگرچند آل سامان را نبود اندر هنر همتا هم آخر بود سامانی پدیدار آل سامان را