هرزه پا

لغت نامه دهخدا

هرزه پا. [ هََ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) آن که به هر جای شایسته و ناشایسته رود. آنکه خوانده و ناخوانده به سرای دیگران رود. ( یادداشت به خط مؤلف. ) || آن که پای در هر کفش کند وپای افزار دیگران را پوشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).

جمله سازی با هرزه پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حديثى از اميرالمؤمنين عليه السلام هست كه امام على عليه السلام در يكى از كوچه هاىكوفه در حين عبور، جوانى را ديد كه سرگرم خواندن تصنيف هاى هرزه است. آقا به آنجوان فرمود: اى جوان ! تو دارى كتاب وجود خودت را به چه چيزهايى پر مى كنى ؟

💡 روى على (عليه السلام ) در كوفه جوانى را ديد كه به خواندن تصنيف هاى هرزه و آلودهسرگرم و دل خوش است امام (عليه السلام ) به او گفت: با چه چيزهايى دفتر وجودت راپر مى كنى ؟

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به چرا عشق‌بازی نمی‌کنیم؟، دکامرون ناپسند، معلم علوم تجربی، مربی اسکی، ۱۹۰۰، نان و شکلات، دکامرون، آوانتی!، یک پلیس زن در جوخه هرزه‌ها، یک پلیس زن در نیویورک، سنبله، ثور، جدی، راننده تاکسی و تعقیب مرگبار اشاره کرد.

💡 لشكريان مهم شيطان از دو گروه تشكيل مى شود: يكى زنان - بى ايمان و هرزه - وديگرى غضب. در روايتى آمده:

💡 دیوانه کنم خود را، تا هرزه نیندیشم دیوانه من از اَصلم، ای آن‌ک عیان دارد

💡 آنی با ضبط صدای جرمی که مارلا را یک هرزه معرفی می‌کند، موفق می‌شود که ارث مارلا را دوباره به خود برگرداند.