هباء منثورا شدن
مترادفها
پراکنده شدن، از بین رفتن
متضادها
پابرجا ماندن، جمع شدن
لغت نامه دهخدا
هباء منثورا شدن. [ هََ ئَن ْ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به صورت گرد و غبار پراکنده درآمدن. گرد و غبار گردیدن: در لحظه آن ملک و خدم و حشم او هباءمنثورا شد. ( انیس الطالبین، نسخه خطی مؤلف ص 16 ).
جمله سازی با هباء منثورا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن روز به اعمال كافران مى پردازيم... فجعلناه هباء منثورا
💡 و قدمنا إ لى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورا(23)
💡 تلاشهای بیهوده برای اصلاح این ساختار فاسد، ممکن است در نهایت منجر به هباء منثورا شدن تمام دستاوردهای گذشته و از بین رفتن اعتماد عمومی شود.
💡 اگر مدیریت شرکت بر اساس احساسات شخصی عمل کند، تمام برنامههای استراتژیک و اهداف بلندمدت سازمان قطعاً به سمت هباء منثورا شدن پیش خواهد رفت.
💡 در دنیای پر از رقابت امروز، اگر دانش فنی خود را بهروز نکنید، تمام مهارتهای اکتسابی شما در برابر تکنولوژیهای جدید دچار هباء منثورا شدن میگردد.