های و هو کردن

مترادف‌ها

جنجال به پا کردن، غوغا کردن، سر و صدا کردن

متضادها

سکوت کردن، آرام شدن

لغت نامه دهخدا

های و هو کردن. [ ی ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آه وناله و افغان کردن. غوغای ماتم زدگان و مصیبت دیدگان سر دادن. گریه و زاری و نوحه سرایی کردن:
به باغ طرب نیست یک نغمه سنج
ز بس در غمش های و هو کرده ایم.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱- هیاهوکردن شوروغوغاکردن. ۲- ناله وافغان کردن درمصیبت: (( بباغ طرب نیست یک نغمه سنج زبس درغمش های وهوکردهایم. ) ( ظهوری ترشیزی )

جمله سازی با های و هو کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منم حق آمده اینجا سخن گوی اناالحق میزنم در های و در هوی

💡 سر خود دور نه مانند گوئی بزن چون عاشقان تو های و هوئی

💡 هیهات که باز بوی می می‌شنوم آوازهٔ های و هوی و هی می‌شنوم

💡 ور بداند ره دل با هوش او کی رود هر های و هو در گوش او

💡 خاک را هایی و هویی کی بدی گر نبودی جذب‌ های و هوی تو

💡 یاد آن شب ها که بودی تا به روز شوق ما بر های و هوی دوستان

💡 کودکان در اتاق بازی مشغول های و هو کردن و بازی‌های پر سر و صدا بودند که باعث می‌شد دیگران نتوانند تمرکز کنند.

💡 نباید در کتابخانه یا مکان‌های عمومی شروع به های و هو کردن کرد، زیرا این کار باعث آزار و اذیت دیگران و ایجاد بی‌نظمی می‌شود.

💡 جمعیت در ابتدای کنسرت با های و هو کردن و فریاد زدن، هیجان خود را نسبت به حضور خواننده مورد نظر نشان دادند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران