لغت نامه دهخدا
های و هو کردن. [ ی ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آه وناله و افغان کردن. غوغای ماتم زدگان و مصیبت دیدگان سر دادن. گریه و زاری و نوحه سرایی کردن:
به باغ طرب نیست یک نغمه سنج
ز بس در غمش های و هو کرده ایم.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).
های و هو کردن. [ ی ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آه وناله و افغان کردن. غوغای ماتم زدگان و مصیبت دیدگان سر دادن. گریه و زاری و نوحه سرایی کردن:
به باغ طرب نیست یک نغمه سنج
ز بس در غمش های و هو کرده ایم.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).
(مصدر ) ۱- هیاهوکردن شوروغوغاکردن. ۲- ناله وافغان کردن درمصیبت: (( بباغ طرب نیست یک نغمه سنج زبس درغمش های وهوکردهایم. ) ( ظهوری ترشیزی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منم حق آمده اینجا سخن گوی اناالحق میزنم در های و در هوی
💡 سر خود دور نه مانند گوئی بزن چون عاشقان تو های و هوئی
💡 هیهات که باز بوی می میشنوم آوازهٔ های و هوی و هی میشنوم
💡 ور بداند ره دل با هوش او کی رود هر های و هو در گوش او
💡 خاک را هایی و هویی کی بدی گر نبودی جذب های و هوی تو
💡 یاد آن شب ها که بودی تا به روز شوق ما بر های و هوی دوستان