لغت نامه دهخدا
نیمه تنه. [ م َ / م ِ ت َ ن َ/ ن ِ ] ( ق مرکب ) با نصف بدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
- نیمه تنه بلند شدن؛ نیم خیز کردن. نصف پیش تنه را اززمین بلند کردن.
نیمه تنه. [ م َ / م ِ ت َ ن َ/ ن ِ ] ( ق مرکب ) با نصف بدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
- نیمه تنه بلند شدن؛ نیم خیز کردن. نصف پیش تنه را اززمین بلند کردن.
با نصف بدن: (( بدشواری نیمه تنه در رختخوابم بلند شدم دکم. چراغ برق را پیچانیدم روشن شد. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گالها که از انشعابات مختلف لا تنه سرچشمه میگیرند، از قرن چهارم قبل از میلاد یک حرکت عظیم در جهت جنوب شرقی به سوی بالکان را آغاز کردند. اگرچه سکونتگاههای گالی در نیمه غربی حوضه کارپات متمرکز بود، اما تهاجمات و سکونتگاههای قابل توجهی نیز از قبل در داخل بالکان وجود داشت.