نیست وش

لغت نامه دهخدا

نیست وش. [ وَ ] ( ص مرکب ) معدوم مانند. نابودنما. ( فرهنگ فارسی معین ). نیست شکل. که به ظاهر معدوم و ناپدید است:
نیست وش باشد خیال اندر جهان
تو جهانی بر خیالی بین روان.مولوی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) معدوم مانند نابود نما: (( نیست وش باشد خیال اندر روان تو جهانی بر خیالی بین روان. ) ) ( مثنوی. نیک. ۶: ۱ )

جمله سازی با نیست وش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیشرفت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف پزشکی، کشاورزی و صنعتی صورت می گیرد. در این دوران کمیابی وجود ندارد به این ترتیب نوعی تعادل در زندگی پیدا می‌شود و چون کمیابی نیست فشار سنت‌ها کم شده است.

💡 به مرکبیم مدد ده ازان که نیست مرا بدست لاغری جز قلم که بتوان راند

💡 بی‌شغل فتنه نیست چو نفس از فساد ماند چون قحبهٔ عجوز که دلاله می‌شود

💡 در این پیاده‌سازی ساده، این روش بهتر از روش پیاده‌سازی با لیست‌های پیوندی نیست، زیرا درختی که ساخته می‌شود، می‌تواند کاملاً نامتوازن باشد، اما به دو روش می‌توان این پیاده‌سازی را بهبود داد.

💡 همین بس است که گویی ز خیر و شر با او مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان[۲]

💡 دل ما و هدف نیر نگاهت هیهات اعتبار منِ بی‌نام و نشان این همه نیست

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز