نیزه ربا

لغت نامه دهخدا

نیزه ربا. [ن َ / ن ِ زَ / زِ رُ ] ( نف مرکب ) که نیزه خصم را که به سوی او پرتاب شده است در هوا برباید. که نیزه ازکف دشمن در میدان جنگ برباید و بستاند:
ای بارخدا و ملک بارخدایان
ای نیزه ربای پسر نیزه ربایان.منوچهری.

فرهنگ فارسی

که نیزه خصم را که به سوی او پرتاب شده است در هوا برباید. که نیزه از کف دشمن در میدان جنگ برباید و بستاند.

جمله سازی با نیزه ربا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا شد سر نیزه ها جان ربای درآورد هر در زمانش زجای

💡 حلقه ربای ماه نو نیزهٔ توست لاجرم نیزه کشت فلک سزد زآنکه سماک ازهری

💡 حلقهٔ تن عدوی او بر سر شه ره اجل شه چو سماک نیزه‌ور حلقه ربای راستین

💡 چو گیرد به کف نیزه جان ربا سپهر روان را درآرد ز پا

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز