نگاهبانی کردن

لغت نامه دهخدا

نگاهبانی کردن. [ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محافظت. ( ترجمان القرآن ). محافظت کردن. حراست کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

محافظت. حراست کردن. محافظت کردن.

جمله سازی با نگاهبانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی گفته‌اند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نام‌های ایران نیز می‌باشد. سپس با گذشت زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شده‌است. ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به «گل» شده‌است. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است و «وردپات» گل نگاهدار معنی می‌دهد.

💡 بر پایهٔ مقررات آن انگلیس پایبند شد در ازای محدود کردن دسترسی قدرتهای خارجی به شیخ نشین و تنظیم امور داخلی آن، از پیوستگی سرزمینی کویت نگاهبانی کند.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز