نکوهیده رای
مترادفها
بدنام، رسوا
لغت نامه دهخدا
نکوهیده رای. [ ن ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه رای او مستحق ملامت و نکوهیدن بود. ( آنندراج ). کسی که در مشورت و کنگاش رای و اندیشه وی پسندیده نباشد و رد کرده شده باشد و سزاوار نکوهش بود. ( ناظم الاطباء ):
ملک را دل رفته آمد به جای
بخندید و گفت ای نکوهیده رای.سعدی.
جمله سازی با نکوهیده رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ملک را دل رفته آمد به جای بخندید و گفت: ای نکوهیده رای