نوبتی گاه

لغت نامه دهخدا

نوبتی گاه. [ ن َ/ نُو ب َ ] ( اِ مرکب ) نوبت گاه. نوبت گه:
سوی نوبتی گاه خود بازگشت
بلند اخترش باز دمساز گشت.نظامی.چه آگاهی که شبگردان این راه
کجا دارند هر شب نوبتی گاه.نظامی ( از آنندراج ).|| سرزمینی که در آن نوبتی خیمه به پا کرده باشند. ( آنندراج ). || اگر نوبتی عبارت از بانوئی بود که نوبت خدمت او بوده باشد، در این صورت نوبتی گاه به معنی خیمه بودن ِ آن بانو خواهد بود( ؟ ). ( آنندراج ). خیمه ای که در آن زن می آید و از شوهر خود پذیرائی می کند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نوبت گاه ٠ نوبت گه ٠

جمله سازی با نوبتی گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون برکه‌های دشت عرب دان تو حال خلق گاهی ز آب پر شود و نوبتی تهی

💡 تقریباً تمام مردم این روستا به کار کشاورزی و باغبانی مشغول بوده و تعدادی اندک هم در کنار کشاورزی به دامپروری و گاهی زنبورداری مشغول هستند. محصول اصلی این روستا سیب زمینی، جو و گندم می‌باشد. همچنین سیب و گوجه درختی به مقدار فراوان در باغ‌های این روستا یافت می‌شود. آب مورد نیاز برای آبیاری زمین‌های کشاورزی از طریق سدی خاکی که سال هاست به صورت نیمه کاره استفاده می‌شود، تأمین می‌گردد. بارها وعده تکمیل این سد توسط مسئولان کشوری (به ویژه در نزدیکی انتخابات) به اهالی این روستا داده شده اما در عمل هیچ اقدامی برای تکمیل این سد انجام نشده‌است! تکمیل این سد کمک شایانی به رونق کشاورزی در این روستا و حتی روستاهای همجوار خواهد کرد. به دلیل کمبود آب همواره آبیاری زمین‌های کشاورزی توسط اهالی به صورت نوبتی انجام می‌شود و حتی در ساعات نیمه شب کار آبیاری زمین‌ها به همین منوال صورت می‌پذیرد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز