لغت نامه دهخدا
نه و نو کردن. [ ن َ وُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در تداول، نپذیرفتن. قبول نکردن. امتناع نمودن. انکار کردن. ابا نمودن. ( یادداشت مؤلف ).
نه و نو کردن. [ ن َ وُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در تداول، نپذیرفتن. قبول نکردن. امتناع نمودن. انکار کردن. ابا نمودن. ( یادداشت مؤلف ).
(نَ هُ. کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) مخالفت کردن، بهانه آوردن برای انجام ندادن کاری.
(عا.)
مخالفت کردن، بهانه آوردن برای انجام ندادن کا
💡 ستاره نی و همه روی او ستاره صفت فلک نه و همه بالای او فلک چنبر
💡 طرفه رسم است و عجب قانون که در دیوان عشق دم زدن آیین نه و مطلب نهفتن رسم نیست
💡 گفتند: ما را وصيتى كن ! گفت: مرا بر خر نشانيد! باشد كه نميرم. و آنگاه چنين سرود:هر تازه اى را لذتى ست. جز آن كه تازه مرگ را بى لذت يافتم. او را گفتند:شاعرترين عرب كيست ؟ به خويش اشاره كرد و گريست. گفتندش: از مرگ مى نالى ؟گفت: نه و اما، واى بر شاعر! كه كسى شعر وى را بد روايت كند.
💡 فردا که فتد کار به میزان عدالت چربد ز غم من غم مجنون نه و هرگز
💡 عموماً مقامات مالیاتی شخصی را خودشاغل میدانند؛ که خود بخواهد که چنان شناخته شود، یا شخص درآمدی به دست آورد که او را بر اساس قانون، ملزم به ثبت برگشت مالیات کند. در جهان واقع مسئله حیاتی برای مقامات مالیاتی این نیست که شخص در حال تجارت است، بلکه این که شخص سودآور است یا نه و میتوان از او مالیات گرفت یا نه.
💡 زین طایفه خانه برانداز نشسته است در خانه ی زین چون تو سواری نه و هرگز