لغت نامه دهخدا
نفس عاقله. [ ن َ س ِ ق ِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد نفس ناطقه است. ( فرهنگ علوم عقلی از مصنفات افضل الدین ج 1 ص 32 ):
گفتم که نفس عاقله را اختیار چیست
گفتا حقیقت سخن و کردن نظر.ناصرخسرو.
نفس عاقله. [ ن َ س ِ ق ِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد نفس ناطقه است. ( فرهنگ علوم عقلی از مصنفات افضل الدین ج 1 ص 32 ):
گفتم که نفس عاقله را اختیار چیست
گفتا حقیقت سخن و کردن نظر.ناصرخسرو.
مراد نفس ناطقه است ٠
💡 خونبهای جرم نفس قاتله هست بر حلمش دیت بر عاقله