نغمه زدن

لغت نامه دهخدا

نغمه زدن. [ ن َ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نغمه زدن در آواز؛ ترجیع صوت. بگردانیدن آواز. ( یادداشت مؤلف از زمخشری ). غلت دادن آواز. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نغمه زدن در آواز: ترجیع صوت ٠ بگردانیدن آواز ٠ غلت دادن آواز ٠

جمله سازی با نغمه زدن

💡 جواب: تظاهرات تهران براى آقاى طالقانى و تظاهرات قمبراى آقاى منتظرىتظاهراتى بود كه مردم عليه شاه كردند واز آنان به عنوان مخافين شاهتجليل كردند. در ايران از هر نغمه ضدشاهىتجليل به عمل مى آيد. شاه با اين دست و پا زدن ها و طلبيدن هاى اين و آن كارى از پيشنمى برد، اين تلاش ها ديگر دير شده است و براى او مفيد نيست، او بايد برود.

💡 جواب:تظاهرات تهران براى آقاى طالقانى و تظاهرات قم براى آقاى منتظرىتظاهراتى بود كه مردم عليه شاه كردند و از آنان به عنوان مخافين شاهتجليل كردند. در ايران از هر نغمه ضدشاهىتجليل به عمل مى آيد. شاه با اين دست وپا زدن ها و طلبيدن ها ى اين و آن كارى از پيشنمى برد، اين تلاش ها ديگر دير شده است و براى او مفيد نيست، او بايد برود.