لغت نامه دهخدا
نعمت دادن. [ ن ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) انعام. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ). من. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ). امتنان. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). روزی دادن. رزق رساندن.
نعمت دادن. [ ن ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) انعام. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ). من. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ). امتنان. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). روزی دادن. رزق رساندن.
( مصدر ) بخشیدن مال و وسایل زندگی انعام.
💡 جالب توجه اينكه هنگامى كه در آيات قبل سخن از نعمتهاى خدا بود، نخست آفرينش و خلقتانـسـان را مـطـرح كـرد، سـپـس روزى دادن به او را (الله الذى خلقكم ثم رزقكم ) ولى درآيـات مـورد بـحـث هـنـگـامـى كـه سـخـن از مـجـازات الهـى مـى گـويـد: نـخـسـت اشـاره بـهزوال نعمتها بر اثر گناه مى كند، سپس نابودى و هلاكت بر اثر شرك، چرا كه به هنگامبـخـشـش، اول مـوهـبـت خـلقـت اسـت و بـعـد روزى، و بـه هـنـگـام بـاز پـس گرفتن، نخستزوال نعمت است و بعد هلاكت.
💡 1 قدرت خداوند، در دادن و گرفتن نعمت ها يكسان است. (انزلنا ذهاب )