لغت نامه دهخدا
نعمت خان علی. [ ن ِ م َ ع َ ] ( اِخ ) از پارسی گویان هندوستان است در عهد عالمگیر و شاهجهان می زیسته و به سال 1120 هَ. ق. درگذشته،منظومه ای به عنوان «حسن و عشق » و کتابی به نام «خوان نعمت » در موضع طباخی آرد. ( از قاموس الاعلام ج 6 ).
نعمت خان علی. [ ن ِ م َ ع َ ] ( اِخ ) از پارسی گویان هندوستان است در عهد عالمگیر و شاهجهان می زیسته و به سال 1120 هَ. ق. درگذشته،منظومه ای به عنوان «حسن و عشق » و کتابی به نام «خوان نعمت » در موضع طباخی آرد. ( از قاموس الاعلام ج 6 ).
از پارسی گویان هندوستان است در عهد عالمگیر و شاهجهان می زیسته و به سال ۱۱۲٠ هجری قمری در گذشته منظومه ای به عنوان (( حسن و عشق ) ) و کتابی به نام (( خوان نعمت ) ) در موضوع طباخی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهالی یک روستا به دو گروه بالادهی و پایین دهی (حیدری و نعمتی) تقسیم شدهاند. سرکردة نعمتیها نمکزار خود را به کدخدا، که به دشمنی و کینة بین دو گروه دامن میزند می فروشد و یک اتوبوس مستعمل میخرد تا با آن مسافرکشی کند. ورود اتوبوس به روستا کار گاریچی (مسافرکش) حیدریها را کساد میکند و اختلافها بیش تر میشود. در این میان کدخدا سرکردة حیدریها را ترغیب میکند تا آسیابش را به او ــ کدخدا ــ بفروشد و اتوبوسی بخرد. کش مکش بیش از پیش بالا میگیرد. وساطتها و نصایح معلم روستا و ریش سفید ده کارساز واقع نمیشود. کمبود مسافر و کسادی کار سبب میشود که اقساط اتوبوس نعمت خان عقب بیفتد، و هنگامی که فروشندگان اتوبوس برای ضبط اتوبوس مستعمل پا به ده میگذارند نعمت خان با چوب دستی به سراغ کدخدا میرود و نمکزار خود را طلب میکند. حیدرخان و اهالی روستا نیز به تبع نعمت و در حمایت از او رو در روی کدخدا میایستند. کدخدا نمکزار و آسیاب را پس میدهد و عداوت کهنه با ازدواج دختر نعمت با پسر حیدر جای خود را به دوستی میدهد.