لغت نامه دهخدا
نظر برگشتن. [ ن َ ظَ ب َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) تغییر عقیده و روش دادن. عدول کردن. || به خشم آمدن. راندن:
یارب نظر تو برنگردد
برگشتن روزگار سهل است.
نظر برگشتن. [ ن َ ظَ ب َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) تغییر عقیده و روش دادن. عدول کردن. || به خشم آمدن. راندن:
یارب نظر تو برنگردد
برگشتن روزگار سهل است.
تغییر عقیده و روش دادن ٠ عدول کردن ٠ یا به خشم آمدن ٠ راندن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس، اينكه مى بينيم فلان موجود از بين مى رود و اجلش بسر مى آيد، اين سرآمدناجل آنطور كه ما مى پنداريم فنا و بطلان آن موجود نيست، بلكه برگشتن آن به سوىخداى تعالى است، به همان جائى كه از آنجانازل شده بود، و چون آنچه نزد خدا است باقى است، پس اين موجود نيز باقى است، وآنچه كه به نظر ما، هست و نيست شدن مى باشد در واقع بسط رحمت خداى تعالى و قبضآن است، و اين همان معاد موعود است.