نستعلیق گوی
لغت نامه دهخدا
نستعلیق گوی. [ ن َت َ ] ( نف مرکب ) کسی که با تکلف فصیح سخن گوید. ( فرهنگ نظام ). کسی که الفاظ فصیح و بلیغ به تکلف گوید و الفاظ به مخرج ادا کند. ( غیاث اللغات ):
ز نستعلیق گو یاقوت لب ریحان خطی دارم
کز انگشت شهادت می کشد خط بر غبار من.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کسی که با تکلف فصیح سخن گوید ٠ کسی که الفاظ فصیح و بلیغ تکلیف گوید و الفاظ به مخرج ادا کند ٠
جمله سازی با نستعلیق گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان بوجپوری (دیواناگری:भोजपूरी، نستعلیق:بهوجپوری) زبانی پراهمیت است که در بخشهایی از شمال خاوری هند توسط مردم بوجپوری صحبت می شود. به جز جارکند، بیهار و اوتار پرادش، بوجپوری در بیرون از مرزهای هند، در کشور نپال نیز گویشورانی دارد. همچنان به واسطهٔ کوچندگان بوجپوریزبان، در فیجی، موریس، گویان و سورینام هم از این زبان به گستردگی بهرهمیبرند. در کراچیِ پاکستان نیز بوجپوریزبانانی ساکنند.