نر مایه

لغت نامه دهخدا

نرمایه. [ ن َ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) نرماده. رجوع به نرماده شود. || ( اِ مرکب ) نوعی شتر بزرگ جثه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نر ماده یا نوعی شتر بزرگ جثه

جمله سازی با نر مایه

💡 بحرینی‌ها همگی شیعه بودند در حالیکه هرمز سنی بود و این مایه اختلاف و درد سر بود. بر اساس نوشته‌های بلگریو در یک مورد شورشیان فرماندار هرمز را به صلیب کشیدند.

💡 بی خود یهود و گبر و نصاری گریستند زین مایه وهن ها که به ارباب دین رسید

💡 عشق تو که از آتش غیرت افروخت هر مایه که داشتم بجز یاد تو سوخت

💡 نه عاملم‌که مرا مایه ز انتفاع عمل نه زارعم‌ که مرا بهره ز ارتفاع زروع

💡 با مایه خود بساز و چون بی هنران سرمایه بعاریت مخواه از دگران

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز