لغت نامه دهخدا
نخستین انداز. [ ن ُ خ ُ / ن َ خ ُ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه از نو چیزی برون آورد. || آنکه بی اندیشه سخن بگوید. ( ناظم الاطباء ). برساخته دساتیر است.
نخستین انداز. [ ن ُ خ ُ / ن َ خ ُ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه از نو چیزی برون آورد. || آنکه بی اندیشه سخن بگوید. ( ناظم الاطباء ). برساخته دساتیر است.
آنکه از نو چیزی برون آرد یا آنکه بی اندیشه سخن بگوید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پروژهٔ گوتنبرگ در سال ۱۹۷۱ با هدف تبدیل نسخههای خطی و چاپی به دیجیتال راه اندازی شد همچنین این پروژه نخستین کتابخانه دیجیتال است.
💡 نخستین بگفت ای گزین پور عم یل دشمن انداز و شیر دژم
💡 لطفی کن و تیری دگرم سوی دل انداز کان تیر نخستین که زدی بر جگر افتاد