نان به کمر داش
لغت نامه دهخدا
نان به کمر داشتن. [ ب ِ ک َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) توشه راه آماده داشتن. آماده سفر بودن. بسیجیده بودن. عزم سفر داشتن:
زاد سفر به کودکی آورده از عدم
همچون هلال نان به کمر داشتیم ما.فتوت ( آنندراج ).
جمله سازی با نان به کمر داش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهگشاد دست کرم قسم که درین زیانکدهٔ ستم نرسد به تهمت بستگی ز دری که نان بهگدا رسد
💡 به خشک پاره بسازید کز تمتّع دنیا گداز شمع خورد هرکه نان به روغنش افتد
💡 که داده در ره حق، گاه جوع، نان به فقیر؟ که داد در سر دین روز فتح سر به عدو
💡 سراسر کوه و دشت اوست گلشن فتاده بلبلان را نان به روغن
💡 لایق شناسی از کرم خود که بر درت من جان به رایگان دهم و نان به زر خرم
💡 گنج نام و نان باید، تا ز رنج تن زاید نام و نان به رنج خلق، نار باشد و نیران