ناف اسمان

لغت نامه دهخدا

( ناف آسمان ) ناف آسمان. [ ف ِ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قطب فلک. ( آنندراج ). وسطالسماء. وسط آسمان. میان آسمان:
سپهر گفت بهل مدح روزگار بگو
که آفتاب سوی ناف آسمان آمد.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( ناف آسمان ) کنایه از قطب فلک

جمله سازی با ناف اسمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سر تیغش به ناف آسمان است شکم دزدیدن افلاک ازان است

💡 آن نافه مشک را به دست آر بشکاف تو ناف آسمان را

💡 سپهر گفت بهل مدح روزگار و بگو که آفتاب سوی ناف آسمان آمد

💡 شاعر در اشعار خود از استعاره ناف آسمان استفاده کرده است تا عظمت بی‌کران هستی را برای خوانندگان خود به زیبایی تصویر بکشد.

💡 در متون کهن عرفانی، ناف آسمان نمادی از پیوند میان دنیای مادی و جهان‌های ماورایی است که انسان را به تفکر وامی‌دارد.

💡 وقتی به پهنه بی‌کران کهکشان‌ها می‌نگریم، گویی در برابر ناف آسمان ایستاده‌ایم و کوچکی خود را در برابر این عظمت بزرگ احساس می‌کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران