لغت نامه دهخدا
نازک نارنجی. [ زُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) در تداول، که به هر ناملایمی برنجد. نازپرورده ای که تحمل اندک دشواری نیارد کردن. زودرنج. که تاب اندک سختی ندارد. نازپرورده.
نازک نارنجی. [ زُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) در تداول، که به هر ناملایمی برنجد. نازپرورده ای که تحمل اندک دشواری نیارد کردن. زودرنج. که تاب اندک سختی ندارد. نازپرورده.
( ~. رِ ) (ص مر. ) (عا. ) کسی که تحمل سختی ها را ندارد، زودرنج.
(صفت ) آنکه نتواند دربرابر مشقات جسمانی و روحانی یاسخنان تلخ و ناروا مقاومت کند زودرنج.
(عا.)
کسی که تحمل سختیها را ندارد، زودرن
💡 که معمولاً در رنگهای عنابی، مشکی، سبز روشن، سبز تیره، زرد، نارنجی، قرمز، آبیتیره، سبز ماشی، لاکی و… مورد استفادهٔ پته دوزان قرار میگیرد نوعی نخ پشمیدستریس یا ریسیده شده به وسیلهٔ ماشین است که میزان مصرف آن به نسبت نوع نقش و ضخامت یا نازکی نخ مورد مصرف متفاوت میباشد؛ ولی بطور متوسط رودوزی هر متر پته بهحدود ۳۷۵ تا ۴۰۰ گرم نخ احتیاج دارد.
💡 فرم و رنگ بدن: بدن چهار گوش و در مقطع فشرده رنگ بدن در بالا قهوهای متمایل به زرد و در پایین سفید است. در روی سر دارای ۴ نوار آبی که ۳ نوار آن ضخیم و نوار آخری نازک است که این نوارها تا نزدیک شکم و باله سینهای امتداد یافتهاند. یک نوار قهوهای از پوزه تا امتداد باله سینهای کشیده شدهاست و مخرج آن دارای یک خال سیاه و اطراف آن به رنگ نارنجی است.
💡 خرمای خاصوئی نام گونهای از خرما در جنوب ایران است. این گونه از خرما بسیار مرغوب است، دانهای گرد و رنگی سرخ کمی مایل به نارنجی دارد. پوستش نازک و خوشطعم است.