لغت نامه دهخدا
ناگریخته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نگریخته. مقابل گریخته. رجوع به گریخته شود.
ناگریخته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نگریخته. مقابل گریخته. رجوع به گریخته شود.
نگریخته. مقابل گریخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی گفت: پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ریخته و خود از میان گریخته، پدر را به علت او سلسله در نای است و بند گران بر پای.
💡 به گزارش بیبیسی ۱۰۰٬۰۰۰ نفر از خانههای خود در شمال سوریه گریختهاند. هلال احمر روژاوا (هیوا سر) گفت که آنها تا به امروز کشته شدن ۱۱غیرنظامی را تأیید کردهاند. ارتش ترکیه کشته شدن یک سرباز خود را تأیید کرد و گفت که سه سرباز دیگر زخمی شدهاند.
💡 ای تو به فکرت ردی خون حبیب ریخته نیک نگر که او توی، ای تو ز خود گریخته
💡 غلامرضا منصوری متهم ردیف نهم پرونده قضایی اکبر طبری که از کشور متواری شده بود، به دریافت رشوه بالغ بر ۵۰۰ هزار یورو متهم شد. او که هنگام برگزاری دادگاه حضور نداشت، مشخص شد که به آلمان گریخته است.
💡 قدیس پرفیریوس کمتر از ۳۰۰ متر (۹۸۰ فوت) از محوطه بیمارستان الاهلی عرب که در آن انفجاری صدها نفر را که برای فرار از حملات هوایی اسرائیل به آنجا گریخته بودند کشته و زخمی کرد فاصله دارد.
💡 اگر نه رند ز جلاد غم گریخته بود چرا به میکده خود را به صد شتاب انداخت