نا پردخته
متضادها
پرداخته، آماده
لغت نامه دهخدا
ناپردخته. [ پ َ دَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناپرداخته.
فرهنگ فارسی
نا پرداخته.
جمله سازی با نا پردخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که جاوید بادا ترا بخت و جای مبادا ز تخت تو پردخته جای
💡 که بربسته بودش به بندی گران که پردخته بودند آهنگران
💡 بدو گفت پردخته کن سر زباد که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
💡 مگر تا یکی چاره سازد نهان که پردخته گردد ز مردم جهان
💡 چو پردخته ی گیتی از تیره بخت زآهن برادرش پو شید رخت
💡 چو مهتر سراید سخن سخته به ز گفتار بد کام پردخته به