میران مبارک او
لغت نامه دهخدا
میران مبارک اول. [ م ُ رَ ک ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) چهارمین از سلاطین خاندیش هند از 844 تا 861 هَ. ق. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با میران مبارک او
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زحادثات فلک درگه مبارک او جهان و خلق جهان را بس است حِصن حصین
💡 لبش نهاد به لب بوسه زد به تارک او نهاد سر به سر سینه مبارک او
💡 در خبر است که روزی پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بیرون آمد گونۀ مبارک او بگشته بود گفت صَفاوت دنیا بشد و تیرگی بماند، امروز مرگ، مؤمن را هدیه است.
💡 فصل سیم: در کرامات وی کی بعضی درحال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد ازوفات وی دیدهاند.
💡 گفت: اگر در دوستی درست بودیت چرا آن روز که دندان مبارک او شکستند به حکم موافقت دندان خود نشکستید که شرط دوستی موافقت است؟
💡 همانا نام مبارک او محمّد است. آن وقت همه مردم [که در اطراف یسوع بودند] با صدای بلند گفتند: ای خدا! پیامبر خود را به سوی ما بفرست. ای محمّد! هرچه زودتر برای خلاص جهان [از ظلم و فساد] بیا.