میخانه نشین

لغت نامه دهخدا

میخانه نشین. [ م َ / م ِ ن َ / ن ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) آن که مقیم میکده باشد. که در میکده بسر برد:
عافیت چشم مدار از من میخانه نشین
که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که دایما یا غالبا در میخانه باشد: عافیت چشم مدار از من میخانه نشین که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم. ( حافظ )

جمله سازی با میخانه نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح میخانه نشینان کف دریای می است شفق باده کشان چهره حمرای می است

💡 تا شدم خاک نشین در میخانه عشق دستگاه عجبی دارم و جاه عجبی

💡 بر درِ مدرسه تا چند نشینی حافظ؟ خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم

💡 گر شوی خاک نشین بر در میخانه چو ما ملک جاوید بدست آری و شاهنشاهی

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز