لغت نامه دهخدا
میانه برادر. [ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( اِ مرکب ) برادر وسطی. برادری که از یک برادر بزرگتر و از دیگری کوچکتر است. برادر میانه. دومین از سه پسر مردی:
میانه برادر چو او را بدید
کمان را به زه کردو اندرکشید.فردوسی.
میانه برادر. [ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( اِ مرکب ) برادر وسطی. برادری که از یک برادر بزرگتر و از دیگری کوچکتر است. برادر میانه. دومین از سه پسر مردی:
میانه برادر چو او را بدید
کمان را به زه کردو اندرکشید.فردوسی.
برادر وسطی برادری که از یک برادر بزرگتر و از دیگری کوچکتر است.
💡 میانه من وتو خود برادری ازلیست خلاف حکم ازل گر کنی تو مختاری
💡 تور یا تورَج (به اوستایی: ت.ت. 'tūiriia'؛ به پارسی میانه: ت.ت. 'tūr')، بر پایهٔ اسطورههای ایرانزمین پسر دوم از سه پسر فریدون بود که در جهانبخشی فریدون کشور توران به او اختصاص یافت. تور با همدستی برادر بزرگترش سلم بر برادر کوچکتر یعنی ایرج شوریدند و او را کشتند. تور نخستین شاه و پدیدآورنده سرزمین توران بود. معنای واژه تور را در پارسی شغال گفتهاند.